![]() |
![]() |
|
| هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار ----------- کس را وقوف نیست که انجام کار چیست |
|
سرزمین محبوبمان، وطن اسلامی، ایران صادر کنندۀ الگوی انقلاب رنجبران با سس تشرع امروز مغروق در کثافت عامدانۀ گرانی از سوی سیاستمداران خویش است. امروز آخرین میلیمترهای آلت مهیب و زمخت فشار بر بهترین ملت دنیا، با لذت فراخور سیاسان دلسوزش در مقعد خون آلودشان فرو میرود. امروز شومترین جنگها در جنگل ایران رخ میدهند. جنگ رنجبران نه بر ضد سیاستمدران، نه بر ضد توانگران که بر ضد رنجبران؛ هرکس دیگری را بیشتر به چشم رقیب میبیند تا همراهی در بدبختی و سهم روزی این رقیب از سهم روزی خود او برگرفته شده است. اینان با یکدیگر میجنگند تا نان و خردهریزهایی که از میز بزرگان به زیر ریخته میشود از کف همدیگر بربایند. امرزو دستان فربه در کنار دستان خشکیده و لاغر در همهمۀ استغاثههای مزورانه و صادقانه به آسمانی بلند است که خدایش چشم فروبسته است. امروز نهایت بینوایی است.چرا پفیوزها هنگام سپوختن بیچارگان دهان بوگندویشان را نمیبندند. چرا در هنگامه دریدن سرود و وعدۀ نوازش سر میدهند. و چرا گروهی از دریدگان فرومایه که بسیارند باور میکنند. انگار این خفقان تمام نمیشود. انگار در این قحطستان جاوید گوریلهای پشمالوی اصل 44 تا بینهایت زنجیرها گسسته نخواهند شد، تنها آلیاژ و قفلشان عوض میشود. امروز آنان که رخسار پلشت خود را زیر پوشش پرهیزکاری و دوستی پنهان کردهاند با ما چون سالهای سیاه و منسوخ بردهداری رفتار میکنند. امروز تنها دو حزب در این گورستان وجود دارد. مردم و دشمنان مردم. باقی همه سیاهکاری بزرگان است. شاید حتی فردا بدتر از امروز باشد... |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 19:16 توسط هادی رضائی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من هادی رضائی 26 سال دارم
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
| پیوندها |
|
مردی که می خندد مرگ قسطی کاشی کدر برای هرچه دلم خواست تنهایی یک دونده استقامت ایوب صبور برای آزادی عبور ممنوع |
|
RSS
|