![]() |
![]() |
|
| هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار ----------- کس را وقوف نیست که انجام کار چیست |
|
اکنون آنچه روزی نبود، هست فردا شاهد حضور پرشور مردم در انتخابات هستیم.فردا روز تایید این ادعاست که حال همهی ما خوب است و تو باید باور کنی.این روزها شاهد تبلیغات ارزندهای در مدح نظام فعلی و تقبیح نظام قبلی هستیم. چیزهای مفیدی خواندم و دریافتم که قدیما، البته نه خیلی قدیم، 31 سال پیش توی همین سرزمین گل وبلبل کلی کثافتکاری بوده است. ایش، ایش، حتی تصورش هم اسهالیم میکند. برخی از مظاهر این کثافتکاریها را در زیر میآورم و با مدرک اثبات میکنم که الان همه چیز مرتب است. ج: نکته، مورد ج اینقدر شرم آور است که آنرا قبل از الف می آورم. لواط، زنا، و .....: شاه آدم بدی بود، توی روزنامهای خواندم که حتی وقتی با فرح ازدواج کرده بود، سر و گوش و چیزش خیلی جنبنده بود، او وقتی میرفت مسافرتهای خارج، با فواحش مو طلایی که حتی تصورش آدم را ناراحت میکند از اون کارها میکرده است. اشرف، اوف اوف اوف، این از اون مادهسگ ها بوده است. همین است که فحش خارک... ( چند حرف در اینجا جا چاپ نشده است) خیلی به شاه می آمده است. شاه بی غیرت می دانست که اشرف حجابش را درست رعایت نمیکند، پروپاچه اش را با متعلقات در معرض دید میگذارد، اما عین خیالش نبوده است. روایت فرعی ولی مرتبط: یه روز گرم تابستان اشرف از پنجره داشته باغ رو نگاه میکرده، باغبان رو می بینه که به خاطر گرما با یک شرت و عرق گیر نازک مشغول باغبانی است، از قضا باغبان نرینگی بلند و ماده پلنگ افکنی داشته که از پایین شرت بیرون زده بود، اشرف مرد را به اتاق خویش دعوت می کند و فعل زنا با یاروئه میکند، روایت است که این مرد بعدا یکی از مقتدرترین مردان تارخ ایران شده است.منبع روایت مرد مطمئنی بود به جان خودم. به روایت روزنامهی دولیگرام سرویس و به نقل از سازمان افشای اسناد جندهبازی رژیم پهلوی اشرف فاحشه بوده است. میگویند او پسرخوشگل ها را میبرده و به آنها تجاوز میکرده است،( شاید 99% مردها بگویند که این تجاوز خیلی شیرین به نظر میاید، برای آنها متاسفم، ولی بر این عقیده ام که این تجاوز خشن به نظر نمیاید) فرح زن شاه که چیز مالی هم بود در کتاب پر تیراژ "سالهای دودول بازی در غربت" (که البته در ایران به دلیل مصور بودن یا قدرت تخیل تصویری مردم یا شهوت انگیز بودن یا اینکه مردم نگویند چه باحال یا هر چیز دیگر چاپ نشد) به روزهای تلخی اشاره کرده است که بعد از طلاق گرفتن از شاه با مردانی که شاه نبودهاند روابط جسمی داشته است. فرح در فصل 6 بخش 7 صفحه وسط چنین می گوید: "من فقط به چیز شاه عادت داشتم و دیگر نمی توانستم با چیزهای غیرشاهانه حال کنم، آن روزها خیلی تلخ بود، خیلی تلخ، اوه من غمگینم، و آن زن قشنگی که روزی با شاه میخوابید اکنون زنی تنهاست، یا به هرحال با مردانیست که زیاد باحال نیستند" من از فرح خیلی بدم اومد، وقتی این جملات رو خوندم، حالم به هم خورد، الف: اشرف آخرت مواد مخدر پخش و ساقی الساقیون این مملکت بوده است، او می خواست مردم را معتاد کند. مسائل فرعی ولی مرتبط: زمان شاه استخرها مختلط بود، زمان شاه یه جایی بود که زنای بد توش بودن، زمان شاه مردم عرق میخوردن، زمان شاه مردم این مردم نبودن، دخترا پاهاشون قشنگ بود، البته از دید اروتیک و کلا عن تو زمان شاه. اما این روزها، همه چیز مرتب است. زمان شاه فحشا منحصرا در اختیار خواهر شاه بود و یا آدم های پولدار، ولی امروز هر دختری به محض اینکه تصمیم بگیرد می تواند استعداد بالقوه اش را بالفعل کند. کافیست از خانه اش خارج شود، سر کوچه بیاید و سوار شود و شب فاحشه برگردد.محدودیت سن وجود ندارد، کسی نمی گوید کار بچه نیست، 14 ساله ها هم می توانند. فحشا دیگر مال پولدارها نیست، هر کسی حتی در محله های دوراهی قپون و ... می تواند بدون یک ریال هزینه فاحشه شود و اقتصاد خود را بچرخاند، مثل اشرف هم لازم نیست توی وان شیر بخوابد. زمان شاه کراک نبود، الان هست، حال ندارم دیگه بنویسم، الان بهتره دیگه، مگه نه؟ 21 بهمن 86
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 23:44 توسط هادی رضائی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من هادی رضائی 26 سال دارم
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
| پیوندها |
|
مردی که می خندد مرگ قسطی کاشی کدر برای هرچه دلم خواست تنهایی یک دونده استقامت ایوب صبور برای آزادی عبور ممنوع |
|
RSS
|